مثل همیشه لحظه وداع برامـ خیلی سختــ بود
هنوز باورمـ نشده بود که اومدمـ حرمـ امامـ رضا(علیه السلامـ)
چه برسه به اینکه بخوامـ باور کنمـ که باید با خیلی چیزا خداحافظی کنمـ
با هتل آینه چی
با بستــ شیخ طوسی
با صحن جمهوری
با صحن غدیر
با ازدحامـ جمعیت زوار
با پنجره فولاد
با ضریحی که یه بارمـ دستمـ بهش نرسید
با اون حس قشنگــ رضوی بودن...
با دلی شکسته وداع رو خوندمـ و بعد نماز مغربـ و عشا با قطار راهی قمـ شدیمـ
اونـ شبــ خسوفــ رخ داد،
همـ تو آسمونـ ، همـ تو دلمـ...
دیــــروز نوشـــتــ1:
#روز_آخر_به_سر_رسید
#اتاق_۵۰۳

#من_خرس_میخوام
#تلاش_برای_تموم_کردن_بسته_اینترنت_مامان
دیــــروز نوشـــتــ2:
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/628/1882243/10..jpg
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/628/1882243/10...jpg
(عکاس تمامـ عکسای اینـ ده پستـ آخر: FatemeKyu)
(کپی با ذکر منبع ممنون)



طبقه بندی: دیـــــــروزهایمــ،
برچسبــ ها: دیروزهایم،

تاریخــ : سه شنبه 17 مرداد 1396 | 04:39 ب.ظ | به قلمــ : fคtē๓ēh | نظرات