روز اولـ مدرسه...
سلاااااااامـ مدرسه ی خوبمـ!
سلامـ دوستای خوشگلمـ!
سلامـ کلاسای خنکـــ!
سلامـ معلمای جدید!
سلامـ نمــاز جماعتــ باشکوه!
سلامـ بوفه ی همیشه شلوغ!
سلامـ حیاط گردی شکل!
سلامـ صندلی ته کلاس!
اگر چه خواهر دوقلومـ که طبق عادتــ هرسالـ خودشو مکلفــ میدونستــ تو کلاس پیشمـ بشینه،
نذاشتـ که صندلی ته کلاسو انتخابــ کنمـ تا با آرامش کارامو انجامـ بدمـ،
اما منـ همچنانـ در ردیفــ سومـ کلاس درحالـ کتابــ خوندنـ،خوراکی خوردنـ و آبــ آشامیدنـ بودمـ!
در موقعیتی کاااااااااااملا روبروی خانومـ معلمای نازنینـ!
امسالـ یه تغییراتی تو چیدمانـ سرویس و چیدمانـ کلاسا به وجود اومد که البته اینمـ اصلا بابــ میل منـ نبود،
از کلاسای یازدهمـ محسناتــ، ذاکراتــ، خاشعاتــ و ساجداتــ، منـ و خواهرمـ افتادیمـ تو کلاس یازدهمـ ذاکراتــ،
کلاسی که خوشبختانه همکلاسیای پارسالـ خودمونـ اکثرا اونجانـ،و کلاسی که بدبختانه بالاترینـ تعداد یعنی 30 نفر رو داره.
سرویس ایابــ و ذهابمونمـ که کاملا عوض شده،سرویسی که ساعتــ 6:20 صبحـ اومد دنبالمونـ!
مردمـ به کجا رسیدنـ،چرا انقدر بی نظمی؟
چرا باید یه کلاس بزرگــ، 24 نفر باشنـ،یه کلاس کوچیکــ، 30 نفر؟
چرا باید تو سرویس ما،هرکی واسه یه مدرسه باشه،یکی ساعتــ 14 تعطیل شه یکی 14:20 ؟؟
دیــــروز نوشـــتــ1:
بوی یه شرجی مطبوع، یه هوای... خاص باز دلمـ رو برد به روزهای شیرینـ مدرسه!!
چقــدر زود بزرگــ شدیمـ،
بوی کتابــ های نو و تا نخورده، بوی مداد و پاکــ کنــ،
شوق جلد کردنـ کتابــ و دفتر،
آآآآآآآآخ بوی ناهار مامانـ که همیشه موقع برگشتنـ از مدرسه توی کوچه می پیچید و ما از سر کوچه تا خونه میدویدیمـ،
چقدر روزای اولـ سعی میکردیمـ پایینـ دفتر تا نخوره و توی دفتر خوش خط و تمیز مشق بنویسیمـ،
یادش بخیر دورانـ راهنمایی دوستی های عمیق و عاطفی و دفتر خاطراتی که پر بود از یادگاری های دوستانـ...
دورانـ دبیـــرستانـ همـ... عینـ باد در حالـ گذره!!!!
«دلنوشته های ریحانه»




طبقه بندی: دیـــــــروزهایمــ،
برچسبــ ها: دیروزهایم،

تاریخــ : یکشنبه 2 مهر 1396 | 05:34 ب.ظ | به قلمــ : fคtē๓ēh | نظرات