سه روزی میشه که خواهرمـ خونه ی ماستــ،
و اینـ سه روز با دلـگــرمی و آرامش خواهرمـ،
اعصابــ خردکنی خواهرزاده 8 سالمـ فاطمه،
گاز و چنگـــ زدنـ خواهرزاده 3 سالمـ سارا،
و مهربونیِ خواهرزاده 3 سالمـ اســرا گذشتــ.
ناراحتــ میشمـ وقتی میبینمـ خواهرمـ به خاطر دخترش فاطمه حرص میخوره،
اونـ یه موجود عجیبــه در نظر منـ.
دختریه که اصلا به حرفــ مادرش گوش نمیده،
چندینـ بار تا حالا دیدمـ به مادرش جوابــ میده،فحش میده،میزنه.
بچه ها رو اذیتــ میکنه،در کل یه دختر مغروره.
مادرش از اینکه خیلی حواس پرته،مشق نمینویسه و مسواکــ نمیزنه و دیرمیخوابه زود بیدار میشه کلافه شده.
اکثر اینـ رفتارها رو ما تو فامیلـ نداشتیمـ به خاطر همینـ تو اینـ فکرمـ که اینـ به کی رفته؟؟
اصلا لزومی نداره به کسی بره،منـ میگمـ تربیتش به خاطر بعضی مسائل که نمیگمـ خرابــ شده.
فکر کنمـ اینـ جمله که «خــدا هدایتش کنه» اینجا صدق میکنه!!
دیــــروز نوشـــتــ1:
دنیـــایی که انسانـ ناگزیر باشد برای اثباتــ چیزی
تا حــد مرگــ قانونـ زیر پا بگذارد،دنیای بسیار زشتی استــ
دنیایی وارونه، با مفاهیــمـ وارونه



طبقه بندی: دیـــــــروزهایمــ،
برچسبــ ها: دیروزهایم،

تاریخــ : یکشنبه 9 مهر 1396 | 03:37 ب.ظ | به قلمــ : fคtē๓ēh | نظرات